
شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم. به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد. بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم. غم ایران دارم. ایران اسلامی. ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند. از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست. وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم. به یقین رسیده ام که اسلام یگانه راه دستیابی به سعادتی است که فیلسوفان عالم هنوز از درک آن عاجز هستند. مفتخرم که در این اوضاع پرفراز و نشیب عصر فتنه هنوز سرباز ولی فقیه و حامی دکتر احمدی نژاد هستم.
متشكرم
درسی که بچه دهاتی ها می توانند در نوروز به بالاشهری ها بدهند
پاسخ به ایما«نما»یان
چهره به چهره با رئیسجمهور (عکس)
پنالتی باجو
عارف: موسوی و کروبی، مرگ اصلاحات را نزدیک کردهاند
"راهیان نور"، "پراید" و "ماست ایرانی"عوامل اصلی دخالت ایران در جنوب عراق!
جنگی که بود، جنگی که هست
درسی که بچه دهاتی ها می توانند در نوروز به بالاشهری ها بدهند
دفاع از "مهندس مشایی" به قیمت انتشار شایعه وخامت حال "حاج حسین"
این 55 میلیون دلار کجا خرج میشود؟
ابوطالب همچنان در بند آمریكاییهاست
صوتی/ کشتی نجات
عکسهای شریعتمداری در شورای تیتر امروز کیهان
8مارس روز زن بودن ممنوع!
فرزند بصره، داماد كركوك
صید اولین مدال جهانی تاریخ تکواندو بانوان ایران
القای "تقلب گسترده" در انتخابات عراق از سوی حزب بعث
حذف سران اصلاحات از آینده سیاسی کشور، پایان کار نیست
آقای نصیر پور! به کجا چنین شتابان؟!
جنبش وبلاگی"معصومی نژاد را آزاد کنید"
از جمهوریت نظام، تن تمام روشنفکران قبیلهای لرزید
سرانجام علت مشکلات جی میل در ایران مشخص شد
هفدهمین اقتصاد دنیا
فوری// توزیع کارت هوشمند ساندیس
عمومی ( 137 )
سیاسی ( 188 )
ادبیات ( 32 )
تلویزیون ( 37 )
سینمایی ( 47 )
دانشگاه ( 27 )
سرگرمی ( 18 )
عاشقانه ( 31 )
فنآوری ( 9 )
مذهبی ( 128 )
اجتماعی ( 90 )
حوادث ( 101 )
موسیقی ( 14 )
ورزشی ( 38 )
عمران ( 4 )
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
روز قدس سبز
بزرگی می گوید علت پیروزی و موفقیت شیعه در جهان دو چیز است: گذشته سرخ، آینده سبز.

دیروز نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان یک روز سبز بود. سبز به معنای واقعی کلمه. وقتی تصاویر راهپیمایی روز قدس در کشورهای مختلف جهان از تلویزیون پخش می شد، سیلاب اشک بر گونه هایم جاری شد. این اشک، نه اشک غم بود و نه اشک شوق. این اشک، اشک اعتراف عظمت بود. عظمت یک ابرمرد. ابرمردی که با دوراندیشی مثال زدنی خود، آخرین جمعه ماه رمضان را برای همیشه تبدیل به خاری در چشمان متجاوزان جهان کرد. دیروز به عظمت روح الله پی بردم وقتی دیدم از مالزی تا تانزانیا، از ترکیه تا انگلیس، از عراق تا ونزوئلا همگی شعار حمایت از مظلومان جهان سر داده اند. در تهران نیز که پیشگام این مراسم است چنین بود. تاکنون شاید فقط 3 بار در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده باشم اما هر سال وظیفه خود می دانستم که در راهپیمایی روز قدس شرکت کنم. امسال ولی فضا طور دیگر بود. تاکنون ندیده بودم مردم چنین متعصبانه شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر منافق سر دهند. خشم انقلابی مردم به جوش آمده بود و چنان این خشم را روانه مشت های گره کردشان می کردند که گویی دستشان به آشمان خواهد سایید. دیروز روز افتخار بود. افتخار به داشتن هموطنانی غیرتمند که درک درستی از شرایط دارند و تحلیل هایی ارائه می دهند که حتی بزرگترین سیاستمداران جهان هم از درک آنها عاجز هستند. دیروز، روز پیروزی امید سبز بر ارتجاع مدرن بود.
نکته 1: در مورد حضور معترضین در راهپیمایی دیروز مطالبی گفته شده است. بد ندیدم که به بررسی این واقعه بپردازم. فقط این را متذکر شوم که مطالب زیر برای کسانی است که اهل منطق و انصاف هستند و به دنبال کشف حقیقت هستند. اگر واقعا اعتقاد دارید که دیروز میلیون ها نفر!!! از مخالفین در خیابان ها بوده اند، لطفا ادامه مطلب را نخوانید. هرگونه کامنتی که بدون سند و مدرک باشد و صرفا جنبه کل کل داشته باشد، حذف خواهد شد:
الف) حرف آخر را اول می زنم. همیشه در تمامی راهپیمایی های روز قدس، اصلی ترین مسیر راهپیمایی خیابان انقلاب حد فاصل میدان امام حسین (ع) و میدان انقلاب اسلامی است. دیروز به اذعان تمامی مراجع خبری، حتی یک نفر مخالف - تاکید می کنم حتی یک نفر - هم در این مسیر حضور نداشت. شخصا این مسیر را به صورت رفت و برگشت طی کردم و صحت ادعای فوق را تایید می کنم. علت این امر چیست؟ آیا به جز هراس از رویارویی با مردم دلیل دیگری وجود دارد؟ دوستان مخالف اگر واقعا بی شمارند، چرا از صف کشی مستقیم می گریزند؟!
ب) من صبح تا ساعت 10 در میدان ولی عصر کلاس داشتم. بعد از اتمام کلاس به خانه رفتم و به همراه پدرم برای راهپیمایی به خیابان انقلاب بازگشتم. به همین دلیل حدود 3 بار در ساعات مختلف از میدان هفت تیر عبور کردم. در ساعت های 10، 11 و 30/13 هیچ خبری از تجمع در این میدان نبود. برای صحت مدعا می توانید به لینک های سایت ضد انقلابی بالاترین مراجعه کنید که حد فاصل این بازه زمانی هیچ عکس و فیلمی ارائه نشده است و فقط یک عکس آرشیوی موجود است. کسانی که در ایام اغتشاشات خردادماه اهل گشت و گذار در اینترنت بودند، حتما این عکس را در آن زمان مشاهده کرده بودند. ارائه این عکس آرشیوی که مربوط به 3 ماه پیش است، جز اعتراف به شکست چه معنای دیگری دارد؟!
ج) یکی از اتفاقات تایید شده که من هم ناظر آن بودم این بود که تعدادی از مخالفین در خیابان ولی عصر (عج) نرسیده به میدان فاطمی (از شمال) تجمع کرده بودند و به تخریب اموال عمومی می پرداختند. نکته خنده دار اینجاست که محل راهپیمایی روز قدس در خیابان انقلاب است که تا مکان فوق حدود 10 دقیقه با ماشین فاصله دارد!! چرا این بزرگواران است رویارویی با مردم اینقدر هراس دارند که با چنین فاصله ای اقدام به تجمع می کنند؟! مگر قرارشان بر شرکت در راهپیمایی نبوده است؟!! به این دوستان عزیز پیشنهاد می کنم که از این به بعد در همان قرارگاه همیشگی یعنی میدان ونک قرار بگذارند. چون مثل اینکه مخالفین دل خوشی از پایین شهر ندارند و نسبت به نیاوران، اقدسیه و میرداماد احساس علاقه خاصی دارند!!!
د) از این دوستان عزیز سوال می کنم که آیا از خود پرسیده اند اگر تعداد مخالفین بسیار زیاد بوده است، چطور نتوانسته اند حتی از سردمداران خود محافظت کنند؟!!! مخالفین کجا بودند وقتی که عمامه خاتمی از سرش افتاد؟ مخالفین کجا بودند وقتی کروبی آماج اصابت بطری های آب معدنی بود؟ مخالفین کجا بودند وقتی موسوی حتی نتوانست از ماشین پیاده شود؟! لطفا نگویید که شما فلان کردید و شما فلان هستید. مگر در راهپیمایی 25 خرداد جمعیت بالای شرکت کنندگان نبود که باعث شد موسوی بیش از 20 دقیقه در کمال آرامش سخنرانی کند و احدی هم نتوانست متعرض او شود؟ پس چطور است که این بار در میان میلیون ها!!! طرفدار، موسوی اینقدر خوار و ذلیل شد؟!
ه) عکسی از مراسم دیروز در خیابان آزادی حد فاصل نواب مخابره شده است (+) که بسیار جالب است و خود گویای مقیاس موافقین و مخالفین است. در این عکس، مامورین نیروی انتظامی بین مردم و آشوبگران ایستاده اند. قضاوت اینکه اکثریت با چه کسانی است بر عهده خودتان.
و) مثل اینکه پخش مجدد سریال اغما تاثیر زیادی بر روی مخالفین داشته است. چون این عزیزان همزمان می توانند در پای کامپیوتر باشند و مطلب بنویسند و در عین حال در راهپیمایی هم حضور داشته باشند!!! جالب تر اینجاست که تعداد زیادی از مخالفین هم به این لینک رای مثبت داده اند. یعنی آن ها هم همزمان در دو مکان حضور داشته اند!!!
ز) اصل قضیه در راهپیمایی دیروز این بود: تا ساعت 2 که نماز جمعه اقامه شد، به هیچ عنوان مخالفین نتوانستند کوچکترین تحرکی داشته باشند. اگر هم چند نفری در گوشه ای تجمع می کردند، با واکنش شدید مردم روبرو می شدند که موجب خروجشان از جریان راهپیمایی می شد. این وضعیت به همین منوال پیش رفت تا اینکه موعد نماز شد. وقتی تمامی راهپیمایان مشغول اقامه نماز بودند، مخالفین در میدان هفت تیر تجمع کردند و چند سطل آشغال را آتش زدند و چند نرده میان راه را شکستند. برای بررسی صحت این مدعا می توانید به فیلم هایی که از میدان هفت تیر گرفته شده است، نگاه کنید. این میدان حتی در روزهای تعطیل هم این چنین خلوت و ساکت نیست.
مخلص کلام اینکه با تمام تبلیغاتی که درباره به حاشیه کشاندن این راهپیمایی انجام شد، کوچکترین خدشه ای به عظمت آن وارد نشد. رسانه های مخالف که تا دیروز این راهپیمایی را نماد تقابل موافقین و مخالفین نظام می دانستند، حالا دست به دامان یک گروه خاص شده اند. یقین داشته باشید اگر جمعیت مخالفین زیاد بود، هیچ ابایی از حضور در مسیر اصلی راهپیمایی یعنی خیابان انقلاب نداشتند.
نکته 2: سخنرانی دیروز رئیس جمهور یک نکته بسیار جالب داشت. رئیس جمهور وقتی داشت خطاب به دولت های منطقه سخن می گفت، جمله ای بر زبان آورد که یادآور مناظره تاریخی بود. رئیس جمهور خطاب به دولت های منطقه گفت: ببینید، ما به شما علاقه مند هستیم...!!!!
نکته 3: به قول یکی از دوستان، اگر فصل بهار برسد، این بزرگواران می گویند که خدا هم طرفدار آن ها است چون درختان همگی سبز شده اند!!! برخی از مخالفین عدم پخش مستقیم مسابقه فوتبال دیشب را به مسائلی ربط می دهند که واقعا خنده دار است. نگاهی کوتاه به صفحه مربوط به این موضوع در سایت بالاترین مشخص می کند که هیچ سندی برای این موضوع وجود ندارد و حکایت همان سبز شدن درختان است!! آیا این بزرگواران از خود سوال کرده اند که اگر این حجم عظیم از مخالفان در ورزشگاه حضور داشته اند که مانع پخش مستقیم مسابقه شده است، پس چرا حتی یک عکس هم از این حضور عظیم!! منتشر نشده است؟! نکند مخالفین موبایل دوربین دار ندارند؟!!!
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
جمعه روز ضد صهیونیست است، نه روز ضد منافق
نهالی که حضرت روح الله حدود 30 سال پیش کاشت، اکنون تبدیل به شجره طیبه ای شده است که ملجا و پناهگاه مستضعفین عالم است. این درخت تنومند همان ریسمانی است که خداوند مسلمانان را توصیه می کند که ((واعتصموا به حبل الله...)). این درخت پرصلابت همانطور که مظهر امید مستضعفین عالم است، خاری در چشم ستمگران و جنایتکاران و خونخواران عالم نیز هست. سنت حسنه ای که توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی بنیان گذاشته شد، اکنون تبدیل به یک رسم و سنت جهانی شده است. سنتی که اربابان زر و زور و تزویر هر چه در توان دارند به کار گرفته اند تا از شکوه و عظمت آن بکاهند اما ((مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین)). راهپیمایی روز قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، ابتکاری بود از سوی روح خدا که تمام رسانه های صهیونیستی را نیز مات کرد. هر چه می کنند در حکم ژاژ خاییدن است و بس. حتی موشک های تهدیدی صدام حسین هم نتوانست آزادگان ایران را به تعلل وا دارد زیرا می دانند که ((... لاخوف علیهم و لا یحزنون)).
جمعه ای که می آید روز جهانی قدس است. روز قدس نماد حمایت آزادگان جهان – با هر منش و سلوک – از آرمان های والای مقاومت فلسطین است. آرمان هایی که از بین سیم خاردارهای رژیم غاصب صهیونیستی سر بلند کرده است و سرافرازانه به پیش می رود. سردمداران این رژیم جعلی و جنایتکار تمام تلاش خود را در طی این سال ها به کار گرفته اند تا از تاثیرگذاری این راهپیمایی بکاهند که به حول و قوه الهی ناکام مانده اند. از گوشه و کنار خبر می رسد که امسال صهیونیست ها سرمایه گذاری عظیمی برای اخلال در روند برگزاری این راهپیمایی عظیم صورت داده اند. تمام رسانه های تبلیغاتی خود را به کار گرفته اند تا جهت و آرمان اصلی این راهپیمایی را تحت الشعاع قرار دهند و زمینه را برای حذف تدریجی آرمان فلسطین از اذهان مسلمین و در راس آن ها مردم شریف ایران آماده کنند. جالب اینجاست که تاریخ باز هم به بی رحمانه ترین شکل خود را تکرار می کند و محبوب کسی که بنیان این نهضت عظیم را بنا گذاشت، سردمدار تخطئه این رسم شده است.![]()
((الا بذکر الله تطمئن القلوب)). اطمینان دارم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. پروردگار عالمیان همانطور که در مورد قرآن عظیمش می فرماید ((انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون))، قول حمایت و پشتیبانی و محافظت از حق طلبان را داده است. نباید از یاد برد که ((چراغی را که ایزد بر افروزد، هر آنکس پف کند ریشش بسوزد)). با این حال حتی اگر تعدادی از فریب خوردگان هم قصد بر هم زدن این مراسم را داشته باشند، نباید در دام آن ها افتاد. در حقیقت خطر اصلی این بلوای احتمالی، تغییر سمت و سوی ایدئولوژیک این مراسم است، نه صرفا چند شعار بی محتوا از سوی عده ای فریب خورده. در واقع هدف اصلی صهیونیست های طراح این برنامه، استحاله کردن موضوع راهپیمایی که همان تقبیح و محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی است، می باشد. مساله ای که جای نگرانی دارد این است که شاید برخی از دوستان عزیز که قلبشان برای عزت و سربلندی وطن شان می تپد، در مواجهه با این افراد کنترل خود را از دست بدهند و دست به مقابله با این افراد - حتی در حد شعار دادن – بزنند. این اتفاق بزرگترین خطری است که عظمت روز قدس را تهدید می کند. نباید به هیچ قیمتی اجازه داد که چنین واقعه ای رخ دهد. یادمان باشد و هزاران بار زیر لب زمزمه کنیم که جمعه روز ضد صهیونیست است، نه روز ضد منافق. هر چقدر هم که از منافقین متنفر هستیم، هر چقدر هم که از آسیب هایی که به مملکت عزیزمان وارد کرده اند عصبانی هستیم، هر چقدر هم که سردمداران و حامیانشان را مستحق مجازات می دانیم، باز هم نباید فراموش کنیم که ((هر حرف مکانی و هر نکته زمانی دارد)). جمعه زمان مقابله با جنایتکاران غاصب فلسطین است. همان هایی که خون گرم برادران و خواهرانمان توسط گلوله های سردشان بر زمین ریخت. هنوز که هنوز است وقتی یاد نوحه حاج صادق آهنگران درباره جنایات اسرائیل در غزه می افتم، سیل اشک بر گونه هایم جاری می شود. ((از اشک بی قراران، باران گرفته...باران)).
برادر عزیزم و خواهر بزرگوارم، نباید در دام دشمنان افتاد. یگانه شعار ما در روز قدس، مرگ بر اسرائیل است و بس. حتی اگر به رهبرمان توهین کردند، حتی اگر رئیس جمهورمان را دشنام دادند، حتی اگر اعتقاداتمان را زیر پا گذاشتند، باز هم تنها و تنها یک پاسخ برایشان داریم: ((مرگ بر اسرائیل... مرگ بر اسرائیل... مرگ بر اسرائیل)). چشمان مادران فلسطینی به مشت های گره کرده ماست. دخترکان فلسطینی منتظر دست نوازشگر ما هستند. دستی که بعد از نوازش و در آغوش گرفتن آن ها، تبدیل به مشتی می شود که دندان های صهیونیست ها را در دهانشان خواهد ریخت. نباید بگذاریم حتی لحظه ای – تاکید می کنم، حتی لحظه ای – آرمان های آن ها فدای مساله ای دیگر شود. اولویت امروز جهان اسلام، مساله فلسطین است. نباید اجازه دهیم که لاشخورهای گرسنه، عزیزانمان را به یغما ببرند. نباید بگذاریم جدالی که با حیوانات درنده ی صهیونیست داریم، به جدالی عبث با فریب خوردگانی تبدیل شود که تمام زورشان در فحش نویسی روی دیوارهای شهر است.
خواهر عزیزم و برادر بزرگوارم، دستبندت که منقش به نقش پرچم خوش رنگ کشور عزیزمان است را در جیبت بگذار. اکنون باید عکس سید حسن نصرالله را بر روی دستانت بگیری. اکنون زمان مقابله با معاویه است. به موقع به حساب خوارج که با نام دین به مقابله با علی (شاید هم سید علی، لاتفاوت بینهما) برخواستند، خواهیم رسید.
جمعه، روز قدس، در راهپیمایی عظیم این روز، یک صدا فریاد خواهیم زد: ((هم غزه، هم لبنان، جانم فدای اسلام)).
نکته: آن روزی که ابراهیم حاتمی کیا روبروی رضا رشیدپور نشست و در واکنش به سوال وی درباره محسن مخملباف گفت خدا عاقبت همه را به خیر کند، اصلا گمان نمی کردم که عکس نخست وزیر امام را در دست کسانی ببینم که در دست دیگرشان پرچم اسرائیل است. امروز در لندن در مسیر راهپیمایی روز قدس، حامیان اسرائیل در حالیکه پرچم اسرائیل و عکس میرحسین موسوی را برافراشته بودند، به مخالفت با راهپیمایان برخواستند.
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
این دهان را باید طلا گرفت
جوانان پاک ایران جانشان را برای دفاع از وطنشان از دست دادند ولی ما فیلم می سازیم و می گوییم که یک سری لات و لوت در جبهه بوده اند. من در دلم سازندگان این فیلم را لعن و نفرین می کنم. سیده زهرا حسینی - نویسنده کتاب دا
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
این یعنی جمهوریت
بالاخره بعد از چهار روز جلسات طولانی و پر تنش مجلس که این بار با پخش مستقیم تلویزیونی نیز همراه شده بود، اکثریت قریب به اتفاق وزرای پیشنهادی رئیس جمهور برای کابینه دولت دهم توانستند از نمایندگان ملت رای اعتماد بگیرند و هر کدام سکان هدایت یک وزارتخانه را برای مدت 4 سال بر عهده بگیرند. مراسم رای اعتماد به وزرای پیشنهادی روسای جمهور از ابتدای انقلاب اسلامی برگزار می شده است و روند خاص خود را داشته است. در این بین مراسم رای اعتماد به وزرای دولت دهم از ویژگی خاصی بهره مند بود که خالی از لطف ندیدم که به بررسی آن بپردازم. 
همیشه رسم بر این بود که رئیس جمهور برای معرفی وزرای پیشنهادی، با بزرگان و سران مجلس شورای اسلامی رایزنی های گسترده ای را انجام دهد و حتی برای جلب رضایت آنها (که نقش مهمی هم در جلب رضایت جو حاکم بر مجلس دارد)، چند وزیر را از میان پیشنهادات این افراد انتخاب کند. با این حال باز هم موارد متعددی وجود داشته است که افراد کمی از وزرای پیشنهادی توانسته اند از مجلس رای اعتماد بگیرند. در واقع بارها پیش آمده است که رایزنی با افراد شناخته شده مجلس (که عموما از شهر تهران هستند) به عنوان الزام عرفی شناخته شده است، هر چند که لزوما نتیجه موفقی به همراه نداشته باشد. علی رغم تمام تفاسیر فوق، رای اعتماد مجلس به وزرای کابینه دولت دهم از این ویژگی برخوردار نبود. در واقع شخصیت منحصر به فرد رئیس جمهور که نمی خواهد خود را وامدار کسی ببینید و اندک غرور و لجبازی وی (که گاهی اوقات مثبت عمل می کند و گاهی اوقات منفی)، باعث شد تا سنت دیرینه رایزنی با بزرگان در این دوره اجرا نشود. علی مطهری، احمد توکلی، محمدرضا باهنر و ... و در راس همه علی لاریجانی، بر طبق همان عادت مالوف انتظار داشتند که رئیس جمهور دست نیاز به سوی آنها دراز کند و از آنها برای تغییر مثبت فضای حاکم بر جلسات رای اعتماد، یاری بخواهد. این انتظار وقتی تشدید شد که فراکسیون اقلیت مجلس اعلام کرد به تمامی وزرای پیشنهادی رئیس جمهور رای مخالف خواهد داد. در واقع بزرگان و سران جبهه اصولگرای مجلس انتظار داشتند که رئیس جمهور از ترس عدم رای آوری اکثریت وزرای پیشنهادی اش، دست به دامان آنها شود. همانطور که در بالا ذکر شد و البته همانطور که در جراید و رسانه های گوناگون مطرح شد، رئیس جمهور نه تنها به خواسته این افراد تن در نداد بلکه با یکدندگی و شهامتی مثال زدنی، به انتقاد از این افراد پرداخت و جمله ای تاریخی بر زبان آورد: ((چرا عده ای خیال می کنند مشاورت با مجلس فقط در مشاورت با آنها خلاصه می شود؟!)). حال سوال اساسی اینجاست که با تمام شرایط مذکور و مخالفت های گسترده ای که در میان فراکسیون اقلیت شکل گرفته بود، علت کسب رای اعتماد برای اکثریت قاطع وزرای پیشنهادی چه بوده است؟
پاسخ سوال فوق به مبانی تئوریک فلسفه جمهوریت و نقش مردم در این نظریه باز می گردد. در این نظریه، قدرت حکومت وابسته به مردم است و هر چقدر که مردم به حاکم اعتماد کنند، قدرت وی بیشتر خواهد بود. به صورت ساده و روان می توان اینگونه گفت که رای 25 میلیونی و بی سابقه رئیس جمهور کنونی عامل این اتفاق شگرف بوده است. احمدی نژاد که به واسطه شخصیت منحصر به فردی که دارد به صورت معمولی نیز نگاهی تمامیت خواه دارد (یعنی خواهان استفاده حداکثری از اختیارات ریاست جمهوری برطبق قانون اساسی است)، با پشتوانه رای 25 میلیونی مردم، خود را در جایگاهی می بیند که با قدرت و صراحتی که تاکنون در میان روسای جمهوری ایران سابقه نداشته است، خطاب به نمایندگان مجلس می گوید که وزرا فقط باید با رئیس جمهور هماهنگ باشند، نه با نمایندگان مجلس و سایر اشخاص (البته این سخن به معنای نفی مقام نظارت مجلس و نمایندگان نیست. بلکه نشانگر وسعت دامنه اختیارات رئیس جمهور در قانون اساسی است). این پشتوانه مردمی به رئیس جمهور اجازه می دهد که به عنوان نماینده قدرتمند مردم با دیگران صحبت کند و از آنان بخواهد که به نظر وی که در واقع نظر جمع کثیری از مردم کشور است، احترام بگذارند. نمایندگان نیز به این موضوع پی برده اند که مخالفت غیرمنطقی و غیر اصولی با رئیس جمهور، میزان محبوبیت آنها را در حوزه های انتخابیه کاهش خواهد داد. این مساله یقینا به افزایش کارآمدی منصب ریاست جمهوری می انجامد و این پست را از حالت منفعل و تشریفاتی خارج می کند و آن را به جایگاه حقیقی خود می رساند. بر طبق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور بالاترین مقام اجرایی کشور است. در واقع قانون اساسی برای رهبر نقش نظارت بر امور اجرایی قائل شده است. به طور مثال می توان رهبر را به یک حسابرس تشبیه کرد که رئیس جمهور وظیفه دارد بر طبق فرامین و خطوط کلی که از طرف وی ارائه می شود، حرکت کند و در برابر خطاها و انحرافات احتمالی نیز پاسخگو باشد.
مخلص کلام اینکه پشتوانه بالای آرای مردمی برای هر رئیس جمهوری یک افتخار محسوب می شود که منجر به اقتدار وی نیز می شود. بدین ترتیب جمهوری اسلامی روز به روز به مفهوم حقیقی مردم سالاری دینی نزدیک تر می شود.
نکته: در عنوان این مطلب از یک غلط مصطلح استفاده کرده ام. ریشه این اشتباه به درک نادرست از مفهوم جمهوری اسلامی باز می گردد. ترکیب ((جمهوری اسلامی)) یک واحد اساسی است که قابل تجزیه به دو بخش جمهوریت و اسلامیت نیست. در واقع مفاهیم جمهوریت و اسلامیت در یکدیگر به نحوی حل و ممزوج شده اند که قابل تفکیک از یکدیگر نیستند. جدا کردن جمهوریت از اسلامی و یا بالعکس همانند جدا کردن بوی یک گل از خود گل، غیر ممکن و محال است.
به گوگل باز بفرستید
به کلوب بفرستید
مشترک فید وبلاگ شوید
لینك ثابت
نظرات ( )
..: آخرین ارسال ها :..
معجزه گفتگو
کثافتیسم که شاخ و دم ندارد
مظلومیت ولی فقیه در حکومت ولایت فقیه
آوردهاند که ...
حقارت "بیبیسی" در برابر عظمت دختران ایرانی
حکایت ناموسه...
ژاکتی به وسعت یک شاخه نیلوفر
ریگی، "بی بی سی فارسی" را ضربه فنی كرد
ادب از كه آموختی؟ ... از تـویـوتــا!
ارشدنامه
آروغ های مضحك آقای كارگردان
بزرگ میشید، جاش خوب میشه!
آزادی بیان به سبک اصلاحات
امام، تکلیف "اصل 27 قانون اساسی" را مشخص کرد
مودبانه اش می شود "گور بابای کپی رایت"
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2010 © by Mehdi Khanalizadeh
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com

">